اين جهان جنگست كل چون بنگري 
ذره با ذره چو دين با كافري 

آن يكي ذره همي پرد به چپ 
وآن دگر سوي يمين اندر طلب 

ذره‌اي بالا و آن ديگر نگون 
جنگ فعليشان ببين اندر ركون 

جنگ فعلي هست از جنگ نهان 
زين تخالف آن تخالف را بدان 

ذره‌اي كان محو شد در آفتاب 
جنگ او بيرون شد از وصف و حساب 

چون ز ذره محو شد نفس و نفس 
جنگش اكنون جنگ خورشيدست بس 

رفت از وي جنبش طبع و سكون 
از چه از انا اليه راجعون 

ما به بحر تو ز خود راجع شديم 
وز رضاع اصل مسترضع شديم 

در فروغ راه اي مانده ز غول 
لاف كم زن از اصول اي بي‌اصول 

جنگ ما و صلح ما در نور عين 
نيست از ما هست بين اصبعين 

جنگ طبعي جنگ فعلي جنگ قول 
در ميان جزوها حربيست هول 

اين جهان زن جنگ قايم مي‌بود 
در عناصر در نگر تا حل شود 

چار عنصر چار استون قويست 
كه بديشان سقف دنيا مستويست 

هر ستوني اشكننده آن دگر 
استن آب اشكننده آن شرر 

پس بناي خلق بر اضداد بود 
لاجرم ما جنگييم از ضر و سود 

هست احوالم خلاف همدگر 
هر يكي با هم مخالف در اثر 

چونك هر دم راه خود را مي‌زنم 
با دگر كس سازگاري چون كنم 

موج لشكرهاي احوالم ببين 
هر يكي با ديگري در جنگ و كين 

مي‌نگر در خود چنين جنگ گران 
پس چه مشغولي به جنگ ديگران 

يا مگر زين جنگ حقت وا خرد 
در جهان صلح يك رنگت برد 

آن جهان جز باقي و آباد نيست 
زانك آن تركيب از اضداد نيست 

اين تفاني از ضد آيد ضد را 
چون نباشد ضد نبود جز بقا 

نفي ضد كرد از بهشت آن بي‌نظير 
كه نباشد شمس و ضدش زمهرير 

هست بي‌رنگي اصول رنگها 
صلحها باشد اصول جنگها 


آوریل 2008| ژوئیهٔ 2008| مارس 2010| آوریل 2010| مهٔ 2010| ژوئن 2010| ژوئیهٔ 2010| اوت 2010| سپتامبر 2010| اکتبر 2010| نوامبر 2010| ژانویهٔ 2011| آوریل 2011| مهٔ 2011| ژوئن 2011| اکتبر 2011| اوت 2013| سپتامبر 2013| اکتبر 2013| ژانویهٔ 2014| آوریل 2014| سپتامبر 2014| ژانویهٔ 2015| فوریهٔ 2015| آوریل 2015| اوت 2015| آوریل 2016| فوریهٔ 2017| ژوئن 2020|

Feed: XML