کیک کوچولو دماغت کو؟




شاید اگه یه کیک کشمشی کوچولو بودم، وضعم خیلی بهتر از الان بود. البته اگه پیدایش کیک کشمشی کوچولو رو برگردونم به همون بیست و دو سال پیش احتمالن الان هیچی ازش باقی نمونده‌بود. اما به هر حال، حداقل یه دل آروم داشت. یه دل خوشحال ازینکه حداقل یه نفرو سیر کرده یا چند نفر رو ، حتی انگشت‌شمار، با دیدنش به هیجان آورده. چند نفر آدم باذوق. چون هر کی شیرینی دوست داره بی شک آدم باذوقیه. این یکی از اصلای طبیعته که از بین نمیره. فقط از یه کیک کشمشی به کیک کشمشی دیگه منتقل میشه. خب دلیل من برای کیک کشمشی بودن به این ختم نمیشه. کیک کشمشی دماغ و دهن نداره. بخاطر همین از بروز دادن احساساتش در امانه. عوضش یه دل پر ِ کشمش داره. که اینو هیشکی نمیفهمه مگه اینکه با دل و جون مزش کرده‌باشه. یه کیک کشمشی هر چقدر هم که اعصابش خورد بشه و بداخلاقی کنه، چون دماغ و دهن نداره کسی متوجهش نمیشه. اما اگه انقدر عصبانی بشه که صورتش جوش بیاره همه اونو با یه کیک کاکائویی اشتباه میگیرن و میفتن به جونش. اما اون هنوزم که هنوزه محبوبیت خودشو از دست نداده. کافیه یه گاز بهش بزنن تا بفهمن که: بابا این که کیک کشمشی خودمونه! میگم که. کلن عصبانی شدن ِ کیک کشمشی هم یه جورایی به نفعش تموم میشه. قسمت جالب ماجرا این جاست که وقتی کیک کشمشی سفر پرماجراشو تموم کرد و تو دل رفیقش نشست. رفیق یه دست به شکمش میکشه، چشمشو میبنده و به مدت یه ربع، حالا یه‌خورده بیشتر و کمتر، به کیک کشمشی ِ توی دلش فکر میکنه. و این برای کیک کشمشی از هر چیزی توی دنیا حتا خودشم شیرین‌تره. کیک کشمشی میتونه برای هر کدوم از کشمشاش یه اسم بذاره. جای هر کدومشون رو هم خوب میدونه. وقتی یه نگاه ِ پر از اشتیاق بهش نگاه‌میکنه، کشمشای کیک کشمشی شروع میکنن به ورجه‌ وورجه‌کردن. و این برای یه کیک کشمشی میتونه تنها دلیل برای ادامه دادن به کیک‌ کشمشی بودن باشه.
کیک کشمشی میتونه خیلی چیزارو ببینه و خیلی بیخیال از کنارشون رد شه. اونم مثل بقیه‌ی کیک کشمشیا یه وقتایی غرور، تمام وجودشو میگیره. یه وقتایی هم که خیلی مورد توجه قرار میگیره، خیال میکنه که کیک کشمشی‌ای شده برا خودشو نگاه ِ بالا به پایینش به همه، چشم فلک رو کور میکنه. نگاه داره کیک کشمشی. اما دماغ دهن نداره. پس بازم کسی نمیفهمه که کیک کشمشی داره خودشو برات میگیره. رو این حساب کیک کشمشی‌ام بیخیال ماجرا میشه و به دوست‌داشتنی بودنش ادامه میده. کلن مثل اینکه اصل بر اینه که کیک کشمشی خوب که هست هیچی، همینطور هم هی خوبتر و خوبتر بمونه.
کاش یه کیک کشمشی ِ شجاع بودم.

پ.ن. تیتر عنوان کتابیه که اول دبستان که بودم از معلمم جایزه گرفتم. البته من با کمال بی‌تربیتی "فیل" رو به "کیک" تغییر دادم.


آوریل 2008| ژوئیهٔ 2008| مارس 2010| آوریل 2010| مهٔ 2010| ژوئن 2010| ژوئیهٔ 2010| اوت 2010| سپتامبر 2010| اکتبر 2010| نوامبر 2010| ژانویهٔ 2011| آوریل 2011| مهٔ 2011| ژوئن 2011| اکتبر 2011| اوت 2013| سپتامبر 2013| اکتبر 2013| ژانویهٔ 2014| آوریل 2014| سپتامبر 2014| ژانویهٔ 2015| فوریهٔ 2015| آوریل 2015| اوت 2015| آوریل 2016| فوریهٔ 2017| ژوئن 2020|

Feed: XML