قدیما یهکم اعصابم ضعیفتر از الان بود. از یه عزیزی بین حرفاش شنیدم که آبنارنج برای تسکین اعصاب خوبه. منم روزی حداقل 2-3 تا لیوان بزرگ آبنارنج میخوردم. خیلی هم اعصابم آرووم شد. خیلیها! تا اینکه یه روز توی خونه بین این حرفایی که بین پدر و مادر گرام ردوبدل میشه شنیدم مامان برگشته به بابا میگه: فلانی جدیدن اعصابش ضعیف شده، خیلی اذیت میشه. بابا هم گفت بهارنارنج خوبه واسه اعصاب. بهش بگو بهارنارنج بگیره دم کنه بخوره. حالا منو میگی...صحنهرو میگی...دوربین یهو بهشدت زووم شد رو من. طوریکه فقط چشام و اون وحشت مرگباری که توش بود توی کادر دیده میشد. فکم که چسبیدهبود زمین رو کشیدم بالا گفتم: بهارنارنج؟!!!! گفت: آره. خب دوربین زووم اوت شد و روال عادی. گفتم: پس اونروز فلانی میگفت نارنج خوبه واسه اعصاب؟ گفت : اشتباه شنیدی. بهارنارنج گفته. کلی هم این حرف من رو سوژه کرد. بعد من با خودم فکر کردم که من اینهمه مدت شیشههای آبنارنج رو بالا کشیدم همطو خالیخالی. هر قلپی هم که میخوردم کلی آرووم میشدم. به هر کی هم میرسیدم که اعصابش خطخطی بود بهش پیشنهاد میکردم. الان هم شک ندارم که این تاثیر همون آبنارنجهاییاه که توی راه گلوم از هم جلو میزدن. اصلن نارنج نارنجه دیگه. بهار و تابستونش چیه دیگه؟
نوشته شده توسط: Saeide
در ساعت:
۷:۵۷