\به خدا من آن اولها اينطور نبودم. من خوب بودم. پتياره‌اي بيش نبودم. من از آن دنيايي آمدم كه خالقش هم نميدانست چه ميخواهد. كه چه گلي ميخواهد بزند به سر من و امثال من. مرا به زور ساختند. در دامن من كثافت زيادي ريخته بودند. ميگفتند از دستشان در رفته.نميدانستند چرا. رنگ به رويش نمانده بود. همه مبهوت بودند. در صدايش استيصال موج ميزد. صداي پچ پچ اش را ميشنيدم كه ميپرسيد: چه شد كه اينطور شد؟ و همه شانه بالا مي انداختند. هيچكس به گردن نمي گرفت. چاره اي نبود جز پس انداختن. خلاصه... ما را پس انداختند. با كله هم پس انداختند. دو نفر را هم خوشحال كردند. دو نفر را كه هنوز به عمق فاجعه پي نبرده‌بودند. ما آمديم. آمديم و مانديم. رفتيم و آمديم. و به هر كه ما را به اينجا آورد فحش و فضيحت فرستاديم.لميديم. جان نكنديم. جان هم نكندمان.
چاپيديم. چاپيده شديم. براي هر نره‌خري دم تكان داديم. هر ماده سگي را پارس كرديم. پلاس رفتيم. چشم بر « نورانيت » نبستيم كه كور نشويم يك وقت. كه حداقل اين دو سه روز را جان ناسالم بدر بريم. انگشتمان را در چشمان كور خيره به يك كف دست شعور فرو كرديم. ياوه گفتيم. دم بر نياوردمان. بصيرت را پاره كرديم. نظرگاه را مچالانديم. ميانبر را تا كرديم. قدر نستانديم. به هر كسي قدر نداديم. به هر ناكسي هم قدر نداديم. چريديم. چريديم. چريديم. سر به آسمان دوختيم. سپس چريديم. زوزه كشيديم. حل نشد. راه به بداهه گرفتيم. هر چه مي آمد همان هم ميرفت. هر چه شدني بود ميشد. غم را رفيق شفيق خويش قرار داديم. نيمكره ي راست را به بهاي چپ چپانديم. چشم را گزارديم. گوشمان لاي در گير كرد. درد گرفت. كشيده شد كشيديني. اشك ريختيم. خون فشانده مان. عشق را نكرديم. عشق هم ما را نكرد. هر كدام به وري رفتيم. آواره تر شديم. به زوال رفتيم. مال باختيم. كشيده شديم. ماليديم. زجه زديم. هرز برده‌مان. هرز رفتيم. من آن اول هرز نبودم. بخدا كه من خوب بودم.


آوریل 2008| ژوئیهٔ 2008| مارس 2010| آوریل 2010| مهٔ 2010| ژوئن 2010| ژوئیهٔ 2010| اوت 2010| سپتامبر 2010| اکتبر 2010| نوامبر 2010| ژانویهٔ 2011| آوریل 2011| مهٔ 2011| ژوئن 2011| اکتبر 2011| اوت 2013| سپتامبر 2013| اکتبر 2013| ژانویهٔ 2014| آوریل 2014| سپتامبر 2014| ژانویهٔ 2015| فوریهٔ 2015| آوریل 2015| اوت 2015| آوریل 2016| فوریهٔ 2017| ژوئن 2020|

Feed: XML